فکرکردم

فكر كردم خيري ....
استخارت نكردم....

دنیای مجازی

از دنياي واقعي و نامردياش

پناه اوردم به دنياي مجازي

غافل از اينكه

اسمون همون اسمونه

گاهی

گـــــاهی نـــــه گریـــــه آرامت می کنــــدو نـــــــــــه خنــــــــده

نــــــــه
فریـــــــــاد آرامــت می کنــــــــدو نـــــــه سکــــــــوت

آنجـــــاست کـــــه بـــا
چشمانی خیس

رو بـــه
آسمـــــان می کنی و می گویی

خدایــــــاتنهـــــا تــــو را دارم تنهـــــــایم مگـــــــذار...

دیشب...

 ديشب داشتم كتاب ميخوندم برق رفت ... يه نيم ساعتی زير نور چراغ قوه گوشيم كتاب رو خوندم تا برق باز بياد ... اين نيم ساعتو تا آخر عمرِبچم تو سرش ميزنم ... ميگم ما زير نور چراغ قوه به بدبختی كتاب ميخونديم ... اونوخ شما اينجوري !!!

دردودل

دردو دل یه پسر مظلوم...خخخ

اصلا قلبم شکست اینو خوندم

 

 

 

 

از دار و ندار دنيا6 7 تا دوست دختر دارم يكي از يكي شكاك تر 
اصن داغونما..

ی برف...

یه برف هم نمیاد ....... ...........بریم برف بازی کنیم ......برف بریزیم تو یقه مردم

مامانم

اومدم خونه مادرم نمازش تموم شده بود، داشت دعا مي كرد ... تا منو ديد گفت: اينو مي گما خدا ....

نمي دونم داشت پشت سر من به خدا چي مي گفت ...

من نمیدونم!

من نميدونم اين مامانا که وسايل خودشون رو يه جايي ميزارن,
بعد خودشونم يادشون ميره کجاس ...
چه جوريه که تو پيدا کردن وسايلي
که ما به اصطلاح تو 7 تا سوراخ موش قايم ميکنيم تبحر خاصي دارن!!!

امشب...

امشب

دیوانگے در من بالا زده

نه سکوت

نه موسیقى

نه حتے سیگار ...

هیچ چیز و هیچ چیز

این دیوانگے را تسکین نمے دهد

جز عطر تنت لعنتــے .. !

وای

واي از شـبي كـه

بيـدار شـوم

تـو را بـخواهـم
و

پـاكـت سيـگارم خـالي باشـد ...

اعتراف میکنم

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩﻡ ...
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﻡ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ ﮐﺮﺩ ...!
ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩﯼ ....؟؟؟
ﻣﻨﻢ ﻫﻮﻝ ﺷﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ
ﺑﻮﺩﻡ ....!
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺭﻭ ﮔﺎﺯ
ﻣﯿﺰﺩﻥ

این روزها

ايـלּ روزها . . .

بـﮧ هـر مرבے بـخواهے تـڪيـﮧ ڪـنـے . . .

بايـב جـسمت را بـﮧ او هـבيـﮧ ڪنـے !!!

طـعـمـش را ڪﮧ چـشـيـב

مـثـل آבامـس تـف مے ڪنـב ڪف ِ زمـيـלּ . . .!

بـاز مـے چـسـبـے تـﮧ ڪفـش

عـابـرے عـاشـق پـيـشـﮧ . . .

از בلـتـ ڪﮧ خـبر نـבارنـב . . .

نـنـگ ِ هـــرزگے مے بـنـבنـב . . .!

گاهی

گــــاهی دوستــــ دارم

از زیرِ آن چـــادر سیاهتـــــ !

برهنگیِ کثیفــــت را بیرون بکشم.....

و نشانِ همه ی دخـــترهایی دهم

که روزی ،

به نامِ نهی از منـــکر ،

زیرِ سوال بردی پاکی شان را !

روزی که تمام انگشتــــ اشاره ها

به سمتـــِ تو و عریانی ات بچرخند و

خدا قضاوتـــــ کند

بر میزانِ عفتــــ ها !

حالا فک نکنین من مخالف حجاب و... هستم.

نه جانم اصن اینجوری نیس؛

فقط خواستم بگم که:

هَــر اُمُلےباڪــره  نیـسـت

هَــر بلــونـבے هـم فـآפـشـہ نیـسـت ...!!!

ماکه بچه بودیم

ما که بچه بودیم، یک دستمال کهنه‌، ای چیزی پیدا می‌کردند، میذاشتند وسطش بقچه می‌کردند تا یک هفته بعد بازش کنند، این می‌شد پوشک کردن ما... 

الان پوشک درست کردند برای بچه با خروجی هوا از هر دو طرف، 8 لایه محافظ، ویتامینه، همراه با عصاره مالت، 12 ایربگ ،گیربکس اتوماتیک، سنسور عقب، تهویه مطبوع ، سیستم سرمایشی و گرمایشی هوشمند،خلاصه فول آپشن دیگه!!!

مردانگی ات...

مــردانگی ات را...

بــا شکســتــن دل دختـری

کـه دیـوانـه ی توسـت ثابت نکـن

مـردانگـی ات را...

بــا غـرور بـی انــدازه ات

بـه دختـری کـه عـاشـق تـوست ثـابت نکـن

مــردانگــی ات را...

زمانــی میتوانــی نشــان دهـی

که دختــری...

با تمـام تنهـــایی اش بــه تو تکیــه کرده

که دختــری...

با تکیـه به وجود تو

به قـــدرت تو

در این دنیـــای پر از نامــردی

قـــدم بـــر میـــدارد

آری...

آری!!!

چمدان کوچکت دیگر جای نداشت

و گرنه

خوابهایت راهم مى بردى...

هوایت ک ب سرم میزند

هوایت که به سرم می زند

دیگر در هیچ هوایی،

نمی توانم نفس بکشم!

عجب نفس گیر است

هوایِ بی تویی!

الهی ب امیدتو

گفتم:"الهی به امید تو " 

.

.

.

.

.

.

   و صدایی از آسمان آمد که «تو نه شما!» 

 

نگرانت میشوم....

من هر روز و هر لحظـ.ه نگرانت مےشوم ...

کـ.ه چـ.ه میکنی؟


کجایے ..؟


در چـ.ه حالے ...؟


پنجره ے اتاقم را باز مےکنم و فریاد مےزنم :

ـ تنهاییت براے من ...


ـ غصـ.ه هایت براے من ..


ـ همـه ے بغضها و اشکهایت براے من ...


تو فقط بخند .. 

آنقدر بلند تا من هم بشنوم ...


صداےخنده هایت را ...

صداے همیشـ.ه خوب بودنت را ..

هوووووووووووووووووووووووووورا

هورااااااااااااااااااااااااااااااا بالاخره ی قالب خوب بیداکردم!!

خود در گیری مضمن بیداکرده بودم اینقد ک دنبال قالب خوب واسه وبلاگم بودم!!!!!

شباخوابم نمیبرد!!!

باورکنید!!!

نذر...

بمان و تماشا کن

کسی که دیروز برای ماندت دست به دعا برداشته بود

امروز برای رفتنت نذر کرده است !

آخــــــــــــرشــــــــــــــ...

ایـ مــــــــــردیـ کـــهـ ....
بـــــــــــهـ دروغـ
بــهـ دخــتــر مـعـصـومـیـ مـیـگـویـیـ .........
"تـــــا آخـــــرشـ هــســتــمـ"
مـــــــــردبــاشـ و بــگــو......
آخــــــــــــرشـــ
مــوقــعــ بــسـتـنــ کــمــر بــــــنـــدتـــــهـــ ....

ادامه نوشته

حس خوبیه!

حس خوبیه ...
به خودت میای میبینی ،
به کسی که رهات کرده و بدجور بهت ظلم کرده ..
دیگه نه نیازی داری..
نه احساسی........
ولی اون ...
داره از بی تو بودن میمیره .......

آخرین وصیت من...

آخرین وصیت من به شما اینه که :

.

.

.

.

.

.

منو با استخون چنتا جک و جونور دفن کنید 

تا دانشمندای بعدی که منو کشف میکنن ،

یکم سرکار برن روحم شاد شه 

باکتری ها!!

توی تبلیغه میگه، فلان صابون %۹۹ باکتریها رو میکشه. 

من از همینجا به اون یک درصد از باکتری ها به خاطر این ایستادگیِ پر غرور و پر افتخارشون تبریک میگم!!!

بهشت زهرا...

بهشت زهرا هم شورشو در اورده !

قطعه شهدا و قطعه هنر مندان داره ولی قطعه وبلاگ نویسان نداره !

ینی فردا روز من بمیرم من بین مردم عادی دفنم میکنن؟

زندگی

ﺍﻻﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﻏﻠﺘﮏ ﺑﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭﻡ ﺧﻼﺹ ﺷﻢ ﺑﺮﻩ 

ﻣﻦ ﻫﺮﭼﯽ ﺻﺒﺮﻣﯿﮑﻨﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺭﻭ ﻏﻠﺘﮏ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺸﺪ 

نیمه ی گم شده!

لامصب هر پسری رو میبینم بهش یه حس عجیبی دارم

فکر کنم خدا نیمه ی گم شده ی منو تقسیم کرده تو وجود همه … 

متچکریم...

با دوست پسر رفتیم پارک تا اومدم بوسش کنم ... پلیسه اومد گفت بیا این کلید برید راحت باشید.
.
.
.
.

.

.

.

.
.
متچکررررررررررررررررررررررررررررریم روحانی.

شهرحیف نون

پلیس شهر حیف نون از شهروندان خواهش کرد :

از تعریف کردن مشکلات و گرانى ، جلوى دوربین هاى بزرگراهها جدأ خوددارى کنند !